پوپر در کتاب جامعه ی باز ودشمنان آن به نقد شدید ورادیکالی از مفهوم قهر اجتماعی وماهیت انقلاب ها می پردازد.او معتقد است که ماهیت انقلاب به عنوان امری قهری،واقعیتی مخرب وویرانگر می باشد.او با ابزاری به نام اصلاحات تدریجی به جنگ این پدیده ی اجتماعی می رود و معتقد است که باید به طریق اصلاحاتی تدریجی ونه ناگهانی وقهری به مانند انقلا ب به تغییرات بنیادین برای دگردیسی ساختار اقتصادی_اجتماعی پرداخت.
اما پوپر این نکته را در نظر نگرفتند که اصلاحات تدریجی مورد نظر او بدون مبنا وتباری تاریخ شناسانه می باشد که بدون غایت، به بهبود و تغیر ی نه یکباره می اندیشد. بدون در نظرگرفتن واصلا با نفی هرگونه یوتوپیا یا غایتی از پیش تعین شده وتلاش برای رفع نواقص یا اصلا بازنگری در نواقص ویافتن ضعف های جامعه وتلاش برای غایت مورد نظرباید برای چه کوشید؟اصلا چه چیز باید توسط اصلاحات اصلاح شود؟ایا با اصلاح به چه چیز می توان دست پیدا کرد؟
اصلاح ناجهت مند یا بدون نگره های یوتوپیایی به گونه ای توجیه کردن نظم موجود وفعلیت حال حاضر می باشد.آنگاه که اوهیچ تصوری از غایت اصلاحات ندارد چگونه می توان اصلا اصلاحات را متصورشد؟.
نزد مارکس به عنوان تئوریسین برجسته ی انقلاب،اصلاحات به مثابه ي يك كنش تدریجي انقلابي در زمان گذار از سوسياليسم به كمونيسم وجود دارد اما اين عمل اصلاحي تدريجي كه منجر به محو دولت مي شود ، يك حركت جهت مند وابژكتيو مي باشد كه مي تواند اين حركت را در طول زمان پياده سازي كند اما اين نگره نزد پوپر ناجهت مند وانتزاعي ست.
پوپر با ابزار ناکارآمدی با نام اصلاحات بدون مبنا وبدون غایت می خواهد ازچه جهتی اصلاح واصلا چه چیز را اصلاح کند؟ او به ابزاری متوسل می شود که در همان نام اولیه اش در تضاد با هر نوع مفاهیم خودی ست،گویا پارادوکسی بسیارجالب والبته سردرگم از عنوان انتزاعی اصلاحات تدریجی تا پارادایم های تعریف شده ی ایشان وجود دارد وپوپر به گونه ای با ابزار پارادوکس های ذهنی به جنگ ابژه های عینی می رود.پوپر با امری در خود وبدون تعیین شدگی خواسته وتحولات دیالکتیکی، به امری ذهنی بدون پیوستگی وسیر تاریخی به چه می اندیشد؟